بررسی رویکرد مشارکتی 4P در بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده شهری نمونه موردی: محله عودلاجان
در دنیای امروز، توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی در شهرهای بزرگ، یکی از چالشهای اصلی محسوب میشود. در این راستا، رویکردهای نوین و مبتنی بر مشارکت جامعه، جایگاه ویژهای یافتهاند، به ویژه در حوزه نوسازی و بهسازی بافتهای فرسوده شهری. یکی از رویکردهای مؤثر در این زمینه، رویکرد 4P است که به چهار عنصر «People» (مردم)، «Place» (مکان)، «Policy» (سیاستها) و «Partnership» (شراکت) اشاره دارد. این رویکرد، بر اهمیت مشارکت فعال ساکنان، سیاستگذاری مناسب، همکاریهای چندجانبه و در نظر گرفتن ویژگیهای محلی تأکید میورزد. در این مقاله، با تمرکز بر محله عودلاجان، نمونهای شاخص در نوسازی بافتهای فرسوده تهران، به بررسی جامع و کامل رویکرد 4P پرداخته شده است.
مقدمه
بازنگری در رویکردهای نوسازی شهری، نیازمند نگاهی نو و چندبعدی است؛ رویکردهایی که نه تنها بر توسعه فیزیکی، بلکه بر مشارکت اجتماعی و اقتصادی نیز تأکید دارند. در این میان، رویکرد 4P، به عنوان یک راهکار جامع، توانسته است در بهبود روندهای نوسازی، نقش مهمی ایفا کند. محله عودلاجان، با تاریخچهای غنی و ساختارهای قدیمی و آسیبپذیر، نمونهای مناسب برای مطالعه و تجزیه و تحلیل این رویکرد است. این محله، به عنوان نماد میراث فرهنگی و هویتی تهران، نیازمند نوسازی هوشمندانه و مشارکتی است که حفظ ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی، در کنار بهبود فضاهای فیزیکی، از اولویتهای اصلی آن محسوب میشود.
بخش اول: مردم (People)
در رویکرد 4P، «مردم» نقش اصلی و کلیدی را در فرآیند نوسازی ایفا میکنند. مشارکت فعال ساکنان، نه تنها باعث پذیرش بهتر پروژههای نوسازی میشود، بلکه حس مالکیت و مسئولیتپذیری را در آنها تقویت میکند. در محله عودلاجان، ساکنان قدیمی و فعال، به عنوان نگهبانان میراث فرهنگی، نقش محوری دارند. این گروه، نه تنها در تصمیمگیریهای مربوط به بازسازی و نوسازی مشارکت میکنند، بلکه با انتقال ارزشها و فرهنگهای محلی، هویت منطقه را حفظ مینمایند.
علاوه بر این، آموزش و آگاهیبخشی عمومی، در فرآیند مشارکت اهمیت زیادی دارد. برگزاری جلسات هماندیشی، کارگاههای آموزشی و اطلاعرسانی دقیق، باعث میشود که ساکنان، درک صحیح و عمیقی از اهداف و مزایای پروژههای نوسازی داشته باشند. این مشارکت، در کنار احترام به نظرات و نیازهای محلی، موجب کاهش مقاومتهای اجتماعی و افزایش رضایتمندی میشود.
بخش دوم: مکان (Place)
«مکان» در رویکرد 4P، به معنای درک عمیق ویژگیهای فیزیکی، فرهنگی و اجتماعی منطقه است. در محله عودلاجان، شناخت دقیق از ساختارهای معماری، الگوهای شهری، و ارزشهای فرهنگی، اهمیت زیادی دارد. نوسازی نباید منجر به تخریب هویت محلی شود، بلکه باید بر مبنای حفظ و ارتقاء ویژگیهای خاص منطقه انجام گیرد.
در این راستا، طراحی پلانهای نوسازی باید به گونهای باشد که هماهنگ با ساختارهای تاریخی و معماری سنتی باشد. به علاوه، ایجاد فضاهای عمومی کاربرپسند، پیادهراهها، بازارچههای محلی و فضاهای فرهنگی، میتواند به تقویت حس تعلقمندی و ارتقاء کیفیت زندگی ساکنان کمک کند.
در محله عودلاجان، توجه به عناصر معماری اصیل، مصالح سنتی، و حفظ فضاهای باز، موجب میشود تا هویت فرهنگی و اجتماعی منطقه حفظ و تقویت شود. همچنین، ساماندهی مناسب زیرساختها، مانند آب، برق، و سیستمهای حملونقل عمومی، نقش بسزایی در بهبود عملکرد و پایداری فضاهای نوسازی دارد.
بخش سوم: سیاستها (Policy)
در رویکرد 4P، «سیاستها» نقش راهبردی و راهنمای فرآیندهای نوسازی را دارند. سیاستگذاری صحیح، باید مبتنی بر درک کامل نیازهای ساکنان، ویژگیهای منطقه و اهداف توسعه شهری باشد. در مورد محله عودلاجان، سیاستها باید به گونهای طراحی شوند که حفظ میراث فرهنگی، تشویق به مشارکت اجتماعی، و توسعه اقتصادی منطقه را همزمان در نظر داشته باشند.
از جمله سیاستهای مهم، میتوان به تشویق سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی، ارائه تسهیلات مالی، و ایجاد قوانین و مقررات حمایتی اشاره کرد. همچنین، سیاستهای مربوط به مالکیت و حقوق زمینداران، نقش مهمی در فرآیند نوسازی دارند. در این راستا، اصلاح قوانین مربوط به مالکیت، جلوگیری از تخریبهای غیرمجاز و ایجاد سازوکارهای حقوقی شفاف، از اهمیت بالایی برخوردار است.
علاوه بر این، سیاستهای محیطزیستی، باید در طراحی و اجرای پروژههای نوسازی لحاظ شوند. از جمله این سیاستها، استفاده از مصالح بومی، کاهش آلودگی و ترافیک، و ارتقاء فضاهای سبز است. در نهایت، هماهنگی و انسجام سیاستها در سطوح مختلف، کلید موفقیت فرآیند نوسازی است.
بخش چهارم: شراکت (Partnership)
در رویکرد 4P، «شراکت» نماد همکاریهای چندجانبه و تلفیقی است. در پروژههای نوسازی محله عودلاجان، همکاری میان دولت، بخش خصوصی، جامعه محلی و نهادهای فرهنگی، نقش اساسی دارد. این همافزایی، باعث میشود که پروژهها، هم از نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پایداری و اثربخشی بیشتری داشته باشند.
دولت، با ارائه سیاستهای حمایتی، تسهیلات مالی و نظارت بر فرآیند، نقش تسهیلکننده را ایفا میکند. بخش خصوصی، با سرمایهگذاری و اجرای پروژههای توسعهای، انگیزه رشد اقتصادی را فراهم میآورد. جامعه محلی، با مشارکت فعال در تصمیمگیریها و اجرای برنامهها، هویت منطقه را حفظ میکند و حس تعلق را تقویت مینماید.
نهادهای فرهنگی و سازمانهای غیردولتی، در حفظ و ترویج ارزشهای فرهنگی، نقش مهم دارند. برگزاری رویدادهای فرهنگی، کارگاههای آموزشی، و تبلیغات، موجب افزایش آگاهی و همبستگی اجتماعی میشود. در کنار این، ایجاد شبکههای مشارکتی، به عنوان بسترهای تبادل اطلاعات و تجربیات، در اجرای پروژههای نوسازی، حیاتی است.
نتیجهگیری
در مجموع، رویکرد 4P، به عنوان یک چارچوب جامع و چندوجهی، میتواند نقش کلیدی در فرآیند نوسازی و بهسازی بافتهای فرسوده شهری ایفا کند. در محله عودلاجان، با توجه به تاریخچه غنی و ارزشهای فرهنگی خاص، این رویکرد، راهکاری مناسب برای حفظ هویت، ارتقاء کیفیت زندگی و ایجاد توسعه پایدار است. مشارکت فعال مردم، شناخت عمیق مکان، سیاستهای هوشمندانه و همکاریهای مؤثر، چهار پایه اصلی این رویکرد را تشکیل میدهند که در کنار هم، میتوانند تحولاتی مثبت و ماندگار در بافتهای فرسوده شهری ایجاد کنند. به طور کلی، بهرهگیری صحیح از رویکرد 4P، نیازمند برنامهریزی منسجم، انعطافپذیر و مبتنی بر مشارکت واقعی است، تا بتوان در نهایت، شهری بهتر و انسانیتر ساخت، شهری که در آن، میراث فرهنگی و توسعه اقتصادی در کنار هم، همزیستی برقرار کنند.
بررسی رویکرد مشارکتی 4P در بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده شهری نمونه موردی:محله عودلاجان
یکی از مشکلات عمده در شهر ها و کلان شهر ها ایران وجود بافت های فرسوده می باشد که هم باعث کاهش کیفیت محیطی و همچنین باعث افزایش مخاطرات طبیعی می شود.بافت فرسوده جزئی از فضای شهری محسوب شده است و شهروندان نیز جزء مهمی از این فضای شهری محسوب میشوند از این رو تغییر در فضای شهری در راستای بهبود جزء ، در مشارکت مردم میسر نخواهد بود؛مشارکتی که بر پایه تعامل بین گروه های ذی ربط باشد . امروزه رویکرد های نوینی در عرصه مشارکت مردم در فضای شهری چه در بهسازی و چه در بازسازی به وجود از آمده است از جمله این رویکردها 4P بوده است . در این رویکرد نیز به عامل Public بیشترین اهمیت را داده است . بهسازی بافت های فرسوده شهری نیز به طور مستقیم با میزان مشارکت مردم ارتباط داشته است و هر میزان که این مشارکت بالاتر باشد بهسازی نقش بهتری به خود می بیند.اهداف این پژوهش در چند دسته تبیین می شود از جمله :تعیین مولفه های موثر بر افزایش مشارکت شهروندان-تعیین رابطه بین مشارکت شهروندان و فرایند بهسازی و نوسازی محلاتش -ارائه راهکارهایی برای بکارگیری موثر مشارکت مردمی در روند بهسازی و نوسازی محله.بدین منظور با جمع آوری ...
دریافت فایل
برای دانلود اینجا کلیک فرمایید
برای دانلود کردن به لینک بالای کلیک کرده تا از سایت اصلی دانلود فرمایید.