پاورپوینت مروری بر نظریه مکتب انگلیسی در روابط بینالملل
مکتب انگلیسی، یکی از بنیانهای مهم و تاثیرگذار در توسعه نظریههای روابط بینالملل است که در قرن بیستم شکل گرفت. این مکتب، برخلاف نظریههای مدرن و انتقادی، بیشتر بر مفاهیم سنتی، واقعگرایی و نقش قدرت در نظام بینالملل تمرکز دارد. در این مقاله، قصد داریم به صورت جامع و کامل، مفاهیم، اصول و دیدگاههای اصلی این مکتب را بررسی کنیم، تا بتوانیم درک عمیقی از جایگاه و تاثیر آن در عرصه روابط بینالملل داشته باشیم.
تاریخچه و بنیانگذاری مکتب انگلیسی
مکتب انگلیسی در دهههای پایانی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، بهطور رسمی، پایهگذاری شد. این مکتب، عموماً به عنوان «واقعگرایی سنتی» شناخته میشود؛ چرا که بر اصول واقعگرایانه، قدرت و منافع ملی تأکید دارد. از جمله شخصیتهای برجسته آن، مانند هوراشیو هربرت، هیوبرت مورگان، و همچنین آنتونی ورنر، میتوان نام برد که تاثیر زیادی بر شکلگیری و توسعه این نظریه داشتند. این افراد، بر اهمیت قدرت، منافع ملی، و نقش دولتها در نظام بینالملل تأکید کردند، و بر این باور بودند که در نهایت، دولتها بیشتر به دنبال حفظ امنیت و منافع خود هستند، و نظام بینالملل، بیثبات و آنارشیک است.
اصول و مفاهیم اصلی مکتب انگلیسی
مکتب انگلیسی بر چند اصل بنیادی استوار است؛ اول، نظام بینالملل، یک نظام بیثبات، آنارشیک و بدون مرکزی کنترل است. این بدان معناست که در این نظام، هیچ قدرت مرکزی وجود ندارد که بتواند قوانین کلی و الزامآور وضع کند. دوم، دولتها، بازیگران اصلی در این نظام هستند و نقش تعیینکننده در شکلگیری و تغییرات نظام دارند. سوم، منافع ملی و امنیت، اهداف اصلی دولتها در روابط بینالملل است، و این منافع، اغلب با قدرت و زور حفظ میشود.
در کنار این اصول، نظریه «واقعگرایی» که پایه اصلی مکتب انگلیسی است، بر اهمیت قدرت و تعادل قوا تأکید دارد. در این دیدگاه، قدرت، ابزار اصلی برای تضمین امنیت و منافع ملی است. بنابراین، سیاست خارجی کشورها، اغلب بر اساس حفظ یا افزایش قدرت و جلوگیری از یکجانبهگرایی یا سلطهجویی دیگر کشورها شکل میگیرد.
رویکردهای کلیدی در مکتب انگلیسی
در این مکتب، رویکردهای مختلفی دیده میشود که هر کدام بر جنبههای خاصی از روابط بینالملل تمرکز دارند. یکی از این رویکردها، «نظریه تعادل قوا» است که بر حفظ توازن قدرت بین کشورها تأکید دارد. این توازن، نه تنها مانع از سلطه یک کشور بر دیگران میشود، بلکه از وقوع جنگهای بزرگ جلوگیری میکند. در این رویکرد، اتحادها و معاهدات، ابزارهای کلیدی برای حفظ این تعادل هستند.
نظریه دیگر، «نظام آنارشیک» است که در آن، نظام بینالملل فاقد یک قدرت مرکزی است، و هر دولت، باید تلاش کند تا منافع خود را در برابر دیگران حفظ کند. این نگرش، نشان میدهد که در نبود یک قدرت مرکزی قدرتمند، رقابت و تعارض طبیعی است، و جنگ، بخشی از ذات نظام است.
نقش قدرت و امنیت در مکتب انگلیسی
در این مکتب، قدرت، نه فقط در قالب توان نظامی، بلکه در ابعاد اقتصادی و سیاسی نیز دیده میشود. دولتها، در پی افزایش قدرت، برای تضمین امنیت خود، به دنبال ساختن ائتلافها، توسعه فناوریهای نظامی، و افزایش نفوذ اقتصادی هستند. امنیت ملی، به عنوان هدف نهایی، در رأس اولویتها قرار دارد، و در نتیجه، سیاست خارجی، بر اساس منافع امنیتی طراحی میشود.
اصولاً، در مکتب انگلیسی، جنگ، امری طبیعی و گریزناپذیر است، و هر دولتی باید آماده دفاع از منافع خود باشد. این دیدگاه، برخلاف رویکردهای نوین، که بر صلح و دیپلماسی تأکید دارند، بر اهمیت قدرتنمایی و مقابله قاطع با تهدیدها تأکید میکند.
نقش قدرتمندی و سیاستهای دولتهای بزرگ
در این نظریه، دولتهای بزرگ، نقش محوری دارند. آنها، به عنوان بازیگران اصلی، سیاستهای خود را بر اساس منافع ملی و حفظ قدرت تنظیم میکنند. بنابراین، روابط بینالملل، بیشتر بر اساس رقابت، توازن قوا، و حفظ منافع ملی استوار است. سیاستهای دولتهای بزرگ، اغلب شامل توسعه نیروی نظامی، تشکیل اتحادهای استراتژیک، و رقابت اقتصادی است، تا بتوانند بر نظام جهانی تأثیرگذار باشند.
نقش نظامهای بینالمللی و سازمانها
در مکتب انگلیسی، سازمانها و نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل، نقش کمرنگی دارند. زیرا باور دارند که نظام بیثبات و آنارشیک، نیازمند کنترل و نظم داخلی است، و این وظیفه، بیشتر بر عهده دولتها است. هرچند، برخی معتقدند که سازمانهای بینالمللی، ابزارهای مفیدی برای مدیریت روابط، تنظیم معاهدات، و کاهش تنشها هستند، اما در نهایت، قدرت واقعی در دست دولتها باقی میماند.
انتقادات و محدودیتها
مکتب انگلیسی، در طول زمان، با انتقادهای قابل توجهی روبرو شد. یکی از مهمترین این انتقادها، این است که این نظریه، بیشتر بر جنگ و رقابت تأکید میکند و کمتر بر امکان همکاری و صلح در نظام بینالملل تمرکز دارد. همچنین، این نظریه، در مواجهه با تحولات جهانی، مانند ظهور قدرتهای نوظهور، بحرانهای اقتصادی، و چالشهای محیطزیستی، کمتوجه است.
علاوه بر این، رویکردهای انتقادی معتقدند که مکتب انگلیسی، ساختار قدرت و سیاستهای استعماری و امپریالیستی کشورهای بزرگ را توجیه میکند، و بر این اساس، نقش نظامهای نژادی و فرهنگی را نادیده میگیرد. این نکات، به عنوان محدودیتهای اساسی این نظریه، شناخته میشوند.
نتیجهگیری
در مجموع، مکتب انگلیسی در تاریخ نظریه روابط بینالملل، نقش مهم و مؤثری ایفا کرده است. این مکتب، با تأکید بر قدرت، منافع ملی، و واقعگرایی، پایههای نظری نظامهای قدرتطلب و رقابتی را بنا نهاد. هر چند، در مواجهه با تحولات جهانی، نیازمند بازنگری و تطابق است، اما نمیتوان تاثیر آن را نادیده گرفت، چرا که همچنان، یکی از ستونهای اصلی تحلیلهای سیاست خارجی و روابط بینالملل محسوب میشود. شناخت دقیق و جامع این مکتب، برای هر محقق و تحلیلگر، ضروری است، تا بتواند به درک عمیقتری از بازیهای قدرت و سیاستهای دولتها دست یابد و در تحلیلهای آینده، از اصول و مفاهیم آن بهرهمند شود.
پاورپویت مروری بر نظریه مکتب انگلیسی در روابط بین الملل
این نظریه در واقع یک راه میانه است، بین نظریه ی واقع گرایی و لیبرالیسم. بر مبنای یک رهیافت کلاسیک شکل گرفته است و یک رویکرد سنتی و تاریخی بر مبنای توجه به سنت خردگرایانه، توجه به جامعه بین المللی، فلسفه تاریخ و حقوق را دارد. 45 اسلاید پاورپوینت ...
دریافت فایل
برای دانلود اینجا کلیک فرمایید
برای دانلود کردن به لینک بالای کلیک کرده تا از سایت اصلی دانلود فرمایید.