📝 وبلاگ من

نمایش جزئیات مطلب

خاطرات یک پزشک قلب

خاطرات یک پزشک قلب


خاطرات یک پزشک قلب

دانشجوی پزشکی سال چهار بودم. بعد از پایان دورهسمیولوژی( مهارت معاینه بالینی) قرار شد برایگذراندن دوره عملی به بیمارستان برویم، در واقعاین اولین حضور من به عنوان دانشجوی پزشکی دربیمارستان بود، خیلی شور و شوق داشتم. یک گروههفت نفره بودیم که من سرگروه آن بودم صبح یکروز پنج شنبه ساعت ۸صبح در اورژانس بیمارستان  دربیمارستان بود، خیلی شور و شوق داشتم.  معرفی نامه دانشکده پزشکیرا به رزیدنت داخلی اورژانس دادم و به او گفتم قراراست در طی ۴هفته آینده پنج شنبه ها برای دورهعملی سمیولوژی به اینجا بیاییم فرمت فایلpdf  تعداد صفحه56 ...

دریافت فایل

📥 برای دانلود اینجا کلیک فرمایید 📄
برای دانلود کردن به لینک بالای کلیک کرده تا از سایت اصلی دانلود فرمایید.